نشستم و بعد از خوندن کلی مطلب جور واجور و آموزنده واسه خودم فکر میکنم، اما یهو یه جا گیر کردم، داشتم فکر میکردم یه چیزایی کهنه اش خوبه، مثلا دوست یا فرش! یا حتی زخم. اما از اونجایی که در فلسفه من عشق از ازل بوده و تا ابد ادامه داره و در نتیجه عشق دوم معنایی نداره و ... و ... و ... آیا عشق هم کهنش خوبه ؟ حتی با درد هجر ؟ این عشق تازه معنیش چیه ؟ تا کی باید به حرمت عشق کهنه تو یه دایره کوچیک دور خودمون بچرخیم و هی غر بزنیم و گاها اشک بریزیم ؟
خوندن این همه بلاگ عشقولانه دل آدم رو به درد میاره، من بازم فرار میکنم، بلاگ خوانی طاقت میخواد و دل گنده، اما جدی عشق کهنش خوبه ؟!؟
+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه 1387/11/11 و ساعت
15:46 |
