تبليغاتX
مـن هـیــچ مـن نـگـاه - پول
چهارراهها میدون میشن، میدونها چهارراه میشن، روی آسفالت برای چندمین بار آسفالت میشه و بزرگراه بسته میشه، چون آسفالت اومده بالا صد باره جدول کشی میشه و بعد هم خط کشی میشه، وسط بزرگراه دور بر گردون میزنن که باعث ترافیک میشه، اما خیابونهای کوچک بلوار میشه و بعد از مدتی دور برگردونهاش بسته میشه که جوونهای بیکار (یعنی همه) نتونن دور دور بخورن، ایران زمین بسته میشه تا همه هجوم ببرن به جردن، بعد جردن بسته میشه همه میریزن فرشته، فرشته که بسته میشه همه میریزن سعادت آباد، حالا سر بالایی سعادت آباد شده کابوس ساکنین منطقه، سالنهای ورزشی تبدیل به مسجد میشن و مدرسه های کاهگلی روستاها تو آتش میسوزن تا بچه های کوچیک در آرزوی جراحی پلاستیک ماسک به صورت بزنن، فیلمهای سینما چرت میشه تا کارگردانهای معتبر فیلمی متفاوت! ساخته باشن، همه پناه میبرن به تلویزیون تا سریالهای صد من یک غاز نگاه کنند، بعد مجبور میشن ماهواره داشته باشن تا شبا پسرای ۱۵ ساله نصفه شب فیلم پ و ر ن و نگاه کنن، خونه گرون میشه تا پسرای ۱۵ ساله وقتی بزرگ شدن نتونن ازدواج کنن، پس بعدش برن مهمونی آنچنانی تا دخترها رو به شکل مرغ بریون متحرک ببینن، دخترا به فکر ازدواجن اما مجبورن دامن کوتاه بپوشن چون کسی پول نداره که عروسی و خونه و ... بگیره، و رو دخترهای دامن کوتاه اسمهای بدی گذاشته میشه، پسرهایی که دخترها رو زن میکنند همه دنبال بکارت هستند، و دخترها همه به دنبال دکتر ارزون، بعد همه باکره میشن و با هر بدبختی هست عروسی میکنند، بعد چون عادتشون شده خیانت میکنند و جدا میشن، بعد یه عالمه دختر و پسر طلاق گرفته هست که تو ترافیک دور برگردون بزرگراهها دنبال هم میگردن، بعد ایدز زیاد میشه و بعد کسی بچه دار نمیشه و بعد نسل ایرانی "با سابقه فرهنگی" منقرض میشه. چرا؟ چون یک عده میخوان پول در بیارن و باید پیمانکاری خیابونها رو برای صدمین بار به آسفالت کارها و جدول کش ها و میدون سازها بدن، خیلی خوشبختیم، نه؟؟؟

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه 1387/07/12 و ساعت 13:52 |