سلام
چند روزی نبودم ، هر چند کمتر کسی متوجه شد ، اما نبودم ، چیزی واسه نوشتن ندارم ، چیزی هم واسه گفتن ندارم ، زندگی میگذره ، فکر کن خوب میگذره ، زندگی واسه عاشق شدنه ، لذت عاشقی تو غصه خوردنه ، غصه جاش تو دله ، دلو همیشه میدی به نامرد ، نامرد جاش پشت سره ، پشت سر ماله خنجره ، خنجر ماله تو ِ ، تو یعنی زندگی ، زندگی میگذره ، فکر کن خوب میگذره ...
قصه ام تکراریه ، افتادم تو لوپ ، قضیه سگیه که دنبال دمش میدو ِ ، هیچوقتم بهش نمیرسه ، قضیه قانون ۱۰ نیوتن ِ ، اگه با سرعت نور دور درخت بدویی ... ، فکر بد نکن ، میتونی به دمت برسی !
تو این همه بلاگ همه یه قصه میگن ، بعضیا یک کلاغ چل کلاغ میکنن ، بعضیا خلاصه میکنن ، بعضیا مظلوم نمایی ، بعضیا هم عرفانیش میکنن ، اما همه یه قصه میگن ، میشینم میخونمشون ، تو یه سری گم میشم ، تو یه سری پیدا میشم ، بعد دوباره گم میشم ، اما باز پیدا میشم ...
Some Dance to remeber , Some dance to forget... - Hotel California...
بــاران اضـلاع فــراغـت را مـیــشــویــد* ایـن دل مـرده هـر دم بـیشتر میـپوید
من در این غمکده باز تنها نـشـسـته ام انگار که هیچ کس هیچ چیز نمیگوید
بـا تـک چـراغی در دهر غوطه میـخورم چون مرد دیگری عشق را نـمیجـوید
بـــــارانِ درون ، بُــرون نــمــیــتــراود زیرا کـه دل بـه جفای یـار می خوید
بــه نــگـاهــی ز غــرب دل خـوش دارم امـا برای من این گل دگـر نمی بوید
سیاوش - ۱۳/۶/۱۳۷۶
ده سال گذشت - این اولین شعریه که تو زندگیم گفتم - مثل همه چی تو زندگیم اولی برای تو ، هنوزم وزن و عروض و قافیه و معنیش ایراد داره ، اما ۱۰ سال خاطره رو برام واسه همیشه زنده نگه میداره . همیشه! دروغ ترین کلمه در دنیا ...
*-سهراب سپهری
+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه
1386/06/13 و ساعت
5:0 |