زنـدگــان را مـردگـی بــاشـد تـمــام مــردگــان را عــاشـقــی نــایــد کـلام
در طریقِ مستی پایِ من شکست پــس بـه راهِ نــیـسـتـی بــودم مُـدام
مـرده بــودم زنـده کـردیـم سـاقـیـا نـوش داروسـت بادِه اَت ریزم به کام
مـن اسـیــرم گـر اسـارتــگـر تـوئـی هـــســتـــی مـــائــی و آزادی حـــرام
بَس جـفاکردی به من صاحب نـظر، گــر درونــم بــنــگـری گــردی تـو رام
پَـــر زنــان تــا اوج فـــردا مـــیــروی بـر حـذر باش ، تـو نـیـز اُفـتی به دام
من بـگریم سُـجـده وار در هـر نمـاز حاجتـم وصل و عـاشقـی باشد مرام
شـرح هـجـران گـر مُـکــرّر مــیـکـنـم ســالــهــاســت کـــز دعــا دارم دوام
۶ اردیبهشت ۸۷
درد دل : غزلکم از من گله نکن که اگر ضعف من نبود تو هرگز غزلک نمیشدی و غزلِ خشک و خالی نامت میگذاشتم ، از ۶۰ بیننده گله کن که آمدند و خواندندو انتقادی نکردند تا من قوی تر شوم و تو رشد کنی!!!
پ.ن: "ک" غزلک هم "ک" تحبیب است و هم "ک" تصغیر . "غزلکک" هم خوش آوا نیست.
الحاقی: رضاجان و سیمین عزیز ، متشکرم که وقت گذاشتید . رضاجان مطمئنا شما را صاحب نظر میدانم که چشم به راه انتقاد شما هستم و هدف من بهتر شدن است و راهنمایی های شما دوستان بسیار گرانبها . شاید انتظار زیادی باشد که دوستان عزیز وقت گرانبهایشان را صرف غزلکهای ضعیف من کنند ، اما من که جز شما کسی را ندارم که این زحمت را به گردنش بیاندازم ، باز هم تشکر میکنم . سیمین عزیز نویسنده ای در سطح من حتی با چند بار بازخوانی شعر مشکلات وزنی آنرا احساس نمیکند ، زیرا ذهن و زبان وی به درست دیدن "سکته" ها عادت کرده است ، از لحاظ بار معنایی مصرع دوم بیت اول و مصرع دوم بیت آخر نارس است ، اما به طور کاملا اتفاقی دو مصرع اول آمد و قافیه انتخاب شد و عجیب قافیه سختیست و مجبور شدم در پایان سرهم بندی کنم ، اما از نظر وزنی خودم اشکالات را به همان دلیل که گفتم احساس نمیکنم ، اگر فرصت داشتید خوشحال میشوم دقیقتر به "سکته" ها اشاره کنید. به نظر من "ملا لغتی" بودن و انتقاد از کوچکترین اشتباهات در مورد غزل برخلاف دیگر مسائل زندگی کار بجاییست. سلامت و شاد باشید.
+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه
1387/02/06 و ساعت
9:54 |