گفتم نگاهم را دزدیدی و رفتی
گفتی ای به فدای نگاهت
منبع : منو تنهایی
|
گفتم نگاهم را دزدیدی و رفتی گفتی ای به فدای نگاهت
منبع : منو تنهایی
+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه 1386/11/25 و ساعت
11:29 |
مهمان ستاره میشوم در چشمت مفهموم اشاره میشوم در چشمت در فصل زلال مهربانی و امید آغاز دوباره میشوم در چشمت از روزنه ی نگاه من دریایی از هر چه قشنگ، سرتری بالایی هر جا بروم و هر مکانی باشم دیروز من ،امروز من و فردایی
منبع : شـــعر عاشــــقانه
+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه 1386/11/12 و ساعت
16:17 |
وقتی یه دستی گرم دستتو میگیره و مهربونی بدون کوچکترین کلامی از توش سُر میخوره تو دستت، چشمهاتو میبندی که بیشتر رو لامسه تمرکز کنی، اگه میشد گوشهاتم میگرفتی، تمرکز میکنی رویِ سَر انگشتات -که دیگه نمیدونی کدوم ماله تو و کدوم مال اون- دوست داری دنیا همونجا وایسه، واسه همیشه...
+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه 1386/11/10 و ساعت
8:0 |
من ندانستم
خانه دوست کجاست و ندانستم که چرا سهراب پیش از آن اندیشه که نکنیم گِل را آب پشت هیچستان است کرکسی باز امروز -بعدَز مدتها- ده سال و سی روز بی قفس میگردد کرکس دیوانه بی دلیل میخندد زندگی شستن یک بشقاب است بشقاب شکست ۲۲/ خردادماه / ۱۳۸۶
+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه 1386/11/05 و ساعت
3:0 |
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد پر و بال ما شکستند و در قفس گشودند چه رها، چه بسته، مرغی که پرش بریده باشد من از آن یکی گزیدم، که به جز یکی ندیدم که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد عجب از حبیبم آید، که ملول می نماید! نکند که از رقیبان، سخنی شنیده باشد اگر از کسی رسیده ست بدی به ما بماند به کسی مباد از ما که بدی رسیده باشد صادق سرمد پ.ن: اتفاقی این شعر برام باز شد، من با دیوان همه شاعرها یه شبهه فالی میگیرم، دیدم عجب شرح حال منه، حیفم اومد اینجا ننویسم. + نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه 1386/11/03 و ساعت
6:0 |
دست به نوشتن می خواند
لیک قلم از پای افتاده است نگاه گناه بر کاغذ نتوان نِوشت قلم را دل دلداری داده است عشق یعنی انتظار مُنتظر چشم به راه دل راه مانده است کجا نکند اجابت معشوق عاشق؟ راه مرا بارها پیش خوانده است برطرف گردد اضطراب مضطرب بخشش ساده تر از آه و ناله است
پ.ن: این فیلم رو حتما ببینید : Serendipity (اضافه شد ساعت ۸ صبح): اتفاقی به وبلاگ یه دوست جدید رفتم، قابل دونسته بودن و دو تا از شعرهای منو کمی دستکاری کرده بودن و بدون ذکر منبع به اسم خودشون در بلاگشون گذاشته بودند، خب این نوشته ها تحفه درویشه، اما دستکاری و نوشتن شعر کِس دیگه با اسم خودشون ... کمی ناراحت کنندست... + نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه 1386/11/02 و ساعت
6:0 |
|
|