تبليغاتX
مـن هـیــچ مـن نـگـاه
تو را من چشم در راهم شباهنگام
كه مي گيرند در شاخ  تلاجن  سايه ها رنگ سياهي
وزان دلخستگانت راست اندهي فراهم
تو را من چشم در راهم .

شباهنگام ، در آن دم كه بر جا دره ها چون مرده ماران
خفتگانند

در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام
گرم يادآوري يا نه ، من از يادت نمي كاهم

تو را من چشم در راهم ...

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه 1386/09/23 و ساعت 5:35 |
واسه دهمین بار چک میکنم ، وسواس چیه ؟ آرزوهای گم شده مادرم ، امید ناامید پدرم ، خاطرات دور کودکی ، ته مونده های هوشی که داره جون میده ، علمی که فاسد شده ، روزهای خوبی که به گ... باز گفت وسواس !!! من میدونم یه چیزی جا گذاشتم ، بعد از صد بار هنوز نمیخوای قبول کنی که حرفای من درست در میاد ... دعوا کدومه ؟ خودت خوب میدونی که وقتی یه چیزی میگم ... داد نزن ! لجباز مغرور ، اصلا ولش کن ، ترجیح میدم زودتر برم تا دعوا راه ننداختی و ننداختی گردن من ، از ناز کشیدن خسته شدم ... به زور زیپو کوله رو میکشم تا وسط میاد بعدم در میره ، خداحافظ نه ، به امید دیدار (دوستی من تا نداره ، مال تو داره) مواظب خودت باش ...

پ.ن: هنوز خبر نداری که میرم ، I'm full of surprises ، به زودی خبر دار میشی ، راستی مدتی که نیستم این فیلمها رو ببین ، عالین ، منم نیستم واست ترجمه کنم ، با زیر نویس ببین

                                                          The Notebook - Big Fish - 50 First Dates

پ.ن: دیدی من درست گفتم ؟ خودمو جا گذاشتم ...

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه 1386/09/11 و ساعت 4:7 |